نقش وجودی انسان در معرفت بشری ؛ مطالعه ای تطبیقی در آرای ملاصدرا و مارتین هیدگر
14 بازدید
محل نشر: معرفت فلسفی، شماره 26، زمستان 1388 ص 13
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : گروهی
زبان : فارسی
در کل سنت متافیزیک، چه در دنیای غرب و چه در جهان اسلام، با دو تفسیر عمده از نقش وجودی انسان در عمل «معرفت» مواجه می‏شویم: 1) تفسیری که بر پایه آن، انسان صرفا نقشی منفعل دارد و همچون لوح سفید یا آیینه‏ای است که صور یا نقوشِ اشیا در وجود وی، یا مرتبه خاصی از وجود وی (به نام «ذهن») مرتسم می‏شوند؛ 2) تبیینی که (اولین بار به وسیله کانت ارائه شد) در آن انسان فعالانه در عمل معرفت وارد شده و نقشی سازنده به عهده دارد. در هر دو تبیین یادشده وجود انسان به منزله حجابی است که مانع از ظهور اشیاء فی‏نفسه می‏شود؛ در نتیجه امکان وصول به اشیاء فی‏نفسه در معرفت بشری به مسئله و مشکلی چالش‏برانگیز تبدیل می‏شود تا جایی که در فلسفه کانت اصولاً وصول به اشیاء فی‏نفسه غیرممکن می‏نماید.از نظر هیدگر و ملاصدرا، نقش انسان در عمل معرفت صرفا نوعی آشکارسازی است که در پرتو آن، شی‏ء آن‏گونه که هست خویشتن را ظاهر می‏سازد. انسان چیزی از خود بر اعیان تحمیل نمی‏کند؛ او به دلیل ساختار و نحوه خاص وجودی خود، اجازه می‏دهد که اشیا آن‏گونه که هستند خویشتن را بنمایانند. کلیدواژگان: : معرفت ، ساختار وجودی انسان ، آشکارسازی ، شیء فی نفسه ، هیدگر ، ملاصدرا
آدرس اینترنتی