اصالت وجود و موضوع فلسفه اولی در حکمت متعالیه
21 بازدید
محل نشر: مدرس علوم انسانی » زمستان 1377 - شماره 9 »(12 صفحه - از 135 تا 146)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
اصلى‏ترین و اساسى‏ترین مسأله‏اى که صدر المتألهین را در راه روشن کردن معناى هستى و احکام ضرورى آن یارى مى‏کند، اصالت وجود است.اصالت وجود مسأله‏اى فلسفى است که ریشه‏اى عمیق در شهود ما بعد الطبیعىوجوددارد؛این اصل از چنان مقام و منزلتى برخوردار است که صدر المتألّهین توانست در پرتو آن تمام ساختار ما بعد الطبیعه خود را از فلسفه ارسطویى به فلسفه‏اى که اساسا غیر ارسطویى است، منتقل سازد. منظور ازوجوددر اینجاحقیقت وجوداست، نهمفهوم وجود.صدر المتألهین بر اساس اصالت وجود، حقیقت وجودرا محور مباحث فلسفى خود قرار مى‏دهد.او بر خلاف ابن سینا، با گذر ازموجودبهوجود، دیگر ترکیبوجودوماهیترا ملاک نیاز ممکن و امتیاز آن از واجب قرار نمى‏دهد؛به جاى امکان ماهوى، امکان وجودى و به جاى تفاوت بین مصداق واجب و ممکن که بر هر دوموجوداطلاق مى‏شود، تمایز بین مراتبحقیقت وجود را مطرح مى‏کند.او که تمایز میانماهیتووجودو تقسیم موجود به واجب و ممکن را براى تبیین جهان هستى به خدا کافى نمى‏داند، این اصل، یعنى اصل تقدّموجودبرماهیت را زیر بناى برهان صدّیقین در فلسفه خود قرار مى‏دهد و بدین ترتیب روح برهان ابن سینا را در قالب اصالت وجودى آن مى‏دمد و در این بازآفرینى، خود را از بند تقسیم موجود به واجب و ممکن که صبغه اصالت ماهوى دارد، رها مى‏کند. نوشتار کنونى که به قصد تبیین اصالت وجود و جایگاهى اصلى آن در نظام وجودشناسى صدر المتألهین فراهم آمده، در واقع بیانى است اجمالى درباره موضوع فلسفه اولى در حکمت متعالیه که در اثر ارتباط با اصالت وجود، صبغه جدیدى پیدا کرده است.اهمّ محورهایى که در مکتوب حاضر براى بررسى موضوع، مورد توجّه قرار گرفته، مشتمل بر سه فصل است.در فصل اوّل ثابت مى‏شود که لفظ محورى در وجودشناسى ملاّ صدراوجوداست، نهموجودو انتقال ازموجودبهوجود، وصف ویژه حکمت متعالیه است.فصل دوم به بیان تفاوت نظر ابن سینا و ملاّ صدرا در بداهت موضوع فلسفه اولى اختصاص دارد و در فصل سوّم رابطهماهیّتووجوداز نظر صدر المتألیهن در مقایسه با نظر ابن سینا بحث و بررسى مى‏شود.
آدرس اینترنتی